|
یادها رفتند و ما هم میرویم از یادها
|
دیدم داره خوابم می بره گفتم یه کافی میکس بزنم. از سالن مطالعه که زیرزمینه رفتم بوفه. دیدم ای وای پول همرام نیست. رفتم اتاق، طبقه 6 ( آسانسور داریم البته خدارو شکر) گفتم مشکلی نیست کارت عابر بانکم برداشتم که از عابربانک جلوی در پول بگیرم.
اومدم پایین که برم بیرون، نگهبان خوابگاه گفت بهمون تذکر دادن کسی با شلوارک جلوی در نره! گفتم باشه دوباره برگشتم اتاق یه شلوار گرمکن پوشیدم دوباره رفتم پایین، عابر جلوی در پول نداشت! باور میکنید این اولین بارش بود.
رفتم اتاق سه باره, جیب شلوار بچه ها را کاویدیم ، پول برداشتیم اومدیم پایین سه باره ( اوصافی است ها). به سلامتی کافی میکس خریدم اومدم پایین ریختم تو لیوان.
آب گرم، سرد کن! خوابگاه آبش تموم شده بود. در حد 5 الی 6 قطره آب داشت که ریخت رو پودره که نشه کاریشم کرد!
مخزنش ورداشتم ببرم از تو حیاط خوابگاه آب بیارم رفتم ته حیاط دیدم شیره، (ولفش!) رو برداشتن نمی شد بازش کرد. برگشتم از نگهبانی ولفش گرفتم و مخزن و پر آب کردم و ... بالاخره دارم الان کافی میکس نیمه سردم می خورم.
قدر خونه هاتون، خونواده هاتون و مادرتون! بدونید خداوکیلی!
4 تومن شده بود (4 هزار تومن!) گفتم چقدر شد؟ گفت 400 تومن ما 4 تومن شما!
نفهمیدم زیاد! لبخندکی زدم!
صحبت کردنش گرفته بود، اجازه گرفت که خاطره برایم تعریف کند!
از اولین حقوقش! 80 تومن 80 تا تک تومنی! نگاه معنی داری کرد یه آدامس از رو میزش ورداشت و گفت از قیمت این کمتر
از روز اول حقوقش گفت و خوشحالی وصف نشدنی اش! از گرفتن ژاکت برای مادرش ( آه ای خدا) از دعوت کردن دوستاش به نهار و ولخرجی های آنروز از اینکه وقتی به خونه رسید 42 تومن پول مونده بود. از اینکه تا سرحقوق بعدی 25 تومن برایش مونده بود و از برنامه شمال با دوستاش گفت و گفت و ...
و من می خندیدم و به این فکر می کردم که این بازنشسته ساعت 11.5 شب تو بوفه خوابگاه چه می کند؟! مگر خونه ندارد این؟ مگر زن ندارد این؟ مگر بچه ندارد این؟! موهاش سفید شده! بازنشسته باید باشد با این حساب تا 11.5 بوفه باید باشد این؟! مشکل کجاست ؟ دنیای مدرن است این؟
احمقانه است شاید ولی دارم فکر می کنم که پیامبر اگر بود چه می کرد برای این؟!
و بازهم سوال پشت سوال! چرا مکانیک و چرا اقتصاد نه ؟! حداقل الان هاج و واج نبودی و کر و کور که چه خبر است و چرا چنین است و مشکل کجاست؟ بدم میاد که بزرگترین کاری که برای این مردم می تونم بکنم سنگ صبور بودنشان است!
خدایا وقتی چنین دردهایی بر ما گذاشته ای ، همتی متناسب نیز عنایت فرما!
من ببخش
نمی گم به خاطر کارایی که کردم، به خاطر کارایی که می تونستم و نکردم.
نمی گم فرشته ام، چون نیستم. ولی می تونستم هیولا باشم ، اما نیستم.
نمی خوام منت سرت بزارم ها، آخه خداوکیلی ما عمل بهشت نداریم و طاقت دوزخ نیز.
هرچی گشتیم دنبال چیزی ، کار خاصی که رومون بشه بگیم به اون خاطر ببخشی، پیدا نکردیم، زدیم تو کار این تبصره ها!
ترو خدا مارو ببخش
دوشنبه هفته بعد برای دفاع از پایان نامه ، وقت گرفتم. استرس ندارم، هرچی باشه 1 ساعته کلا، می گذره. کارم خوب انجام دادم، فکر کنم. چیزی برا پنهان کردن ندارم. تا ببینیم خدا چی می خواد.
یاد روز دفاع آخری می افتم! پاورپوینت باید آماده کنم. چی بگم؟ باید بگم این همه سال چیکار کردم؟ اونجا دیگه داور رو نمی شه پیچوند! استاد راهنما رو نمی شه دور زد. استاد راهنما کار خودش کرده ! حالا من گوش دادم یا نه ، داورا قضاوت می کنن. مطمئنم که ظلم نمی کنن. چه شود وای، یا خدا.
خدا کنه ، که تو اون روزی که زبونمون هم جز حق رو نمی تونه بگه ، شرمنده حظار و داورا و ... نشیم. به امید سربلندی در جلسه دفاع << یوم الدین>>مشارکت در انتخابات :
مشارکت مردم عراق در این دوره 62/4 درصد بود. این درصد مشارکت متوسط به بالا محسوب می شود. درصد مشارکت در اکثر کشورهای غربی در حدود 50 درصد است. کشورهایی که سابقه ای طولانی در دموکراسی دراند. براستی چه نکاتی در بالا بودن درصد مشارکت عراقیها نسبت به فرانسه ای ها وجود دارد؟
آیا این درصد مشارکت نشانگر بالاتر در عراق نشان از دموکراسی بیشتر! در عراق است؟ پاسخ این سوال از نظر من منفی است و این منفی بیانگر نکته ای است که انتخابات و حضور مردم در انتخابات فقط جلوه ای بسیار کم رمق از بازی دموکراسی است.
این درصد بالا تر می تواند نمایانگر نگرانی عراقی ها از آینده خود نیز باشد. نگرانی که با وجود همه نگرانی های امنیتی مردم عراق را به پای صندوق های رای کشانده است.
اصولا سوالی که برایم حل نشده است این است که دریک جامعه ایده آل درصد مشارکت در انتخابات باید نزدیک 100 درصد باشد یا بسیار کم؟! چرا باید همه مردم خود را مکلف به حضور در انتخابات بدانند با علم به اینکه ممکن است اصلا علاقه سیاسی نداشته باشند؟ چرا افراد جامعه به طور خودکار این کار را به اهلش نسپارند تا آنانی که اهل تحقیق و سیاست اند رای بدهند.
بیشتر بودن درصد مشارکت در ناحیه خود مختار کردستان :
کردها با مشارکت 80 درصددر انتخابات عراق به طور محسوسی بیشتر از باقی نقاط عراق در انتخابات مشارکت داشتند. علت چیست ؟ به سادگی می توان دو عامل امنیت بیشتر و اشتیاق توام با نگرانی بیشتر را عنوان کرد.
اما چرا امنیت در ناحیه خودمختار کردستان عراق بیشتر است؟ یک عامل می تواند این باشد که این ناحیه قبل از برکناری صدام هم ، دارای حکومت محلی بود و بنابراین خلا امنیتی پیش آمده در عراق ، در این منطقه محسوس نبود. اما مسئله این است که الان حدود 8 سال از سرنگونی صدام گذشته است. حکومت خود مختار کردستان در آن زمان نیز عمری در این حدود داشت. چرا دولت عراق بعد از 8 سال نتوانسته است چنین شرایطی را در عراق بوجود بیاورد؟ به عبارت دیگر چه عواملی باعث نا امنی در عراق می شوند که توانایی ایجاد این نا امنی را در کردستان عراق ندارند؟ به نظر من پاسخ این سوال می تواند گره های امنیتی عراق را حل کند. اشتیاق مردم این منطقه هم ناشی از وجود مباحثی چون ماده 140 قانون اساسی عراق و مساله کرکوک و نیز رقابت داغ احزاب کردستان عراق باز می گردد.
پیروزی سکولارها :
می توان تفاوت این انتخابات را با انتخابات قبلی عراق در پیروزی نسبی سکولارها عنوان کرد. این واقعه در کشوری مذهبی مانند عراق بسیار جالب توجه است. رئیس لیست پیروز انتخابات ،ائتلاف العراقیه با 91 کرسی، یک شیعه سکولار است که برای اثبات سکولار بودنش کافی است که بدانیم اکثر اعضای این ائتلاف غیر شیعه اند!
لیست دوم ، لیست ائتلاف دولت قانون نوری مالکی با 89 کرسی است که ارتباط او با گروه های مذهبی عراق بسیار کم است و به روشنی مخالف دخالت دین در سیاست است.
ائتلاف ملی عراق ، که مذهبی ترین طیف های عراق را در خود جای داد و دو روحانی به نام های عمار حکیم و صدر از شاخص ترین افراد آن هستند ،فقط 70 کرسی از 325 کرسی پارلمان عراق را بدست آورد. نکته جالب اینکه در درون این ائتلاف گروه صدر که تندرو ترین طیف این گروه محسوب میشوند بیشترین رای را اورده است.
ائتلاف کردستانی نیز که با 43 کرسی ، چهارمین ائتلاف بزرگ عراق است به هیچ وجه رنگ و بوی دینی ندارد!
کالبد شکفی این واقعه می تواند برای دین باوران بسیار مفید باشد. باید منتظر ماند و دید که آیا این روند در انتخابات های دیگر عراق تکرار می شود؟
دولت آینده عراق:
در انتخابات سال 2005 که ائتلاف عراق یکپارچه عراق به رهبری گروه های شیعی نصف کرسی ها را به دست آورد تشکیل دولت حدود 5 ماه به طول کشید. در آن زمان برای تشکیل دولت نیاز به ائتلاف این حزب با ائتلاف کردستان بود ، حال با انشعاب شیعیان و ظهور مهمان ناخوانده ای به نام علاوی کار تشکیل دولت عراق بسیار پیچیده خواهد بود.
یک احتمال این است که ائتلاف های شیعی دولت قانون و ملی با کنار گذاشتن اختلافات و همراهی ائتلاف کردستان ، دولت جدید را تشکیل بدهند. اما وحدت این دو گروه شیعی به این سادگی هم نیست. گروه صدر که 40 کرسی از 70 کرسی ائتلاف ملی را به خود اختصاص داده ، اصلا رابطه خوبی با مالکی ندارد. مالکی در دوران نخست وزیری خود ارتش را برای سرکوب شدید شبه نظامیان صدر تحت فشار قرار داد. در واقع می توان گفت نخست وزیری مجدد مالکی خط قرمز این گروه است ، تا جاییکه گفته می شود این گروه علاوی را بر مالکی ترجیح می دهد. خط قرمزی که دقیقا خواسته اصلی ائتلاف دولت قانون با ریاست مالکی است.
احتمال دیگر ، ائتلاف دولت قانون با العراقیه است. اما اختلافات و دعواهای انتخاباتی این دو گروه رقیب اصلی که هر کدام مدعی تشکیل دولت اند بسیار جدی است. علاوه بر این کردها که باید به این ائتلاف بپیوندند ، اصلا دل خوشی از بعضی از عناصر ائتلاف عراقیه مانند طارق هاشمی ( که معتقد است بر خلاف روند جاری رئیس جمهور عراق باید عرب باشد) و صالح مطلق ( با گرایشات بعثی و پان عربی) ندارند.
احتمالات دیگری هم می توان متصور شد که احتمال تحقق آنها بسیار کمتر است. یکی از محتمل ترین آنها دولت ائتلافی ملی با حضور هر 4 حزب است. گزینه دیگری که کمتر به آن پرداخته می شود احتمال انشقاق در ائتلاف های اصلی است ، به نظر من گروه های میانه رو از ائتلاف العراقیه ( مانند گروهی که ریاست آن بر عهده خود علاوی است) و گروه های میانه رو ائتلاف ملی ( مانند گروه چلبی و حتی گروه حکیم) با دولت قانون می توانند ائتلافی تشکیل دهند که با حضور کردها می تواند پازل دولتی که سکولار و میانه رو است را تکمیل کنند!
ادامه دارد...
کشورهای خارجی :
نگاهی دقیق تر به نتایج در ناحیه خود مختار کردستان :
ما و تماشای رایگان بازی دموکراسی :